"
شنبه، 23 آذر 1392 ساعت 18:39

تفسير ترتيبي 2 - سوره أعلى

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران

آموزش مجازي / رشته تخصصی تفسیر سطح سه

درس تفسیر ترتیبی 2 / استاد محمد علی محسن زاده

 

خلاصه تفسير سوره مبارکه أعلى (مجمع البيان)

(براي دانلود نسخه پي دي اف اينجا را كليك كنيد)

(براي دانلود نسخه ورد اينجا را كليك كنيد)

 

v   سوره اعلی مکی هست وبدون اختلاف 19آیه دارد

v   فضلیت قرائت

v   ابی بن کعب از رسول اکرم نقل فرمودند: هرکس سوره اعلی را قرآئت نماید به عدد هرحرفی که بر ابراهیم وموسی ومحمد ص نازل شده ده حسنه داده می شود.

سورة الأعلى  الآيات 1 الى 19

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ   سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (2) وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى‏ (3) وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى‏ (4) فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوى‏ (5) سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى‏ (6) إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى‏ (7) وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى‏ (8) فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‏ (9) سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‏ (10) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى‏ (12) ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‏ (13) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى (14) وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15) بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا (16) وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ (17) إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى‏ (18) صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ (19)

v   قرائت

قدر با تخفیف قرائت شده وآن قرائت علی (ع) است وبقیه با تشدید قرائت کردند.

v   دلیل

قبلا گفته شد که قدر با تخفیف با قدر باتشدید بیک معنی است  پس هردو معنا خوب است.

تؤثرون بتاء بنا برخطاب است (بل انتم تؤثرون) ویا براین است که اواراده کرده است بدبخت ترین مردم را .

 

v   لغت

ü    اعلی :نظیر اکبر است معنایش آن است که بلند مرتبه است و به واسطه سلطنت و قدرتش و یدگران تحت سلطنت وی هستند و این علو مکانی نیست.

ü    غثاء :به معنای گیاه خوار و خاشاکی است که سیل به کنار بیابان می ریزد  .

ü    احوی :یعنی سیاهتر و « حوه» به معنی سیاهی است.

ü    اقراء :تحویل گرفتن قرائت قاری است ، به منظور غلط گیری و تصحیح قرائت وی ، و قاری به معنای خود خواننده است ، البته اصلش به معنی جمع کردن است زیرا قاری هنگام تلاوت حروف و کلمات را در کنار یکدیگر جمع می کنند.

ü    نسیان :رفتن معنی از ذهن (نفس ) است ، و نظیرش « سهو» و ضدش « ذکر » است

ü     برخی گفته اند : نسیان زوال علم ضروری است که عادت بر دانستن آن رفته است

 

v   اعراب

ü    اعلی:ممکن است که مجرور و صفت برای رب باشد و نیز می تواند منصوب و صفت برای اسم باشد.

ü    احوی:منصوب بر حالیت از مرعی می باشد ، و تقدیرش « اخرج المرعی احوی» یعنی از شدت سبزی به سیاهی متمایل است .

ü    فجعله غثاء:یعنی : آن را خشک نمود تا مانند خار و خاشاک گردد . و نیز جایز است صفت برای غثاء باشد و تقدیرش« غثاء اسود» باشد ، و قول اول که نظر زجاج است بهتر است.

ü    ماشاء الله:در محل نصب و استثناء است و تقدیرش چنین است : « سنقرؤک القرآن فلا تنساه الا ما شاء الله ان تنساه برفع حکمه و تلاوته »

ü    ان نفعت الذکری: شرط و جزایش محذوف است و عبارت « فذکر » بر آن دلالت می کند و تقدیرش « ان نفعت الذکرفذکر هم » می باشد.

 

v   معنی

ü    سبح اسم ربک الاعلی:ابن عباس و قتاده گویند یعنی بگو سبحان ربی الاعلی و بعضی گفته اند یعنی تنزیه و پاک کن پروردگارت را از هر چیزی که لایق و شایسته مقام ربوبی نیست.واعلی : به معنای قادر و توانایی است که هیچ قادری تواناتر از او نیست .

ü     الذی خلق:آفرید ( فسوی) پس در میانشان در باب احکام و اتقان تساوی قرار داد .

ü     والذی قدر فهدی:یعنی تقدیر فرمود خلق را بر آنچه را که آن ها را ایجاد نمود از صورت ها و هیئتها و جاری ساخت برای ایشان اسباب معایش آن ها از روزی ها و قوت ها آن گاه آن ها را بدینش هدایت فرمود بشناسایی توحیدش باظهار دلیل ها و شاهدها.

ü     فجعله:پس بعد از سبز بودن ( قرارداد )

ü    غثاء:خشک و خاشاک مانند خار و خاشاکی که روی آب سیل می بینی .

ü    احوی:یعنی سیاهی پس از سبزی و این جهتش اینست که گیاه وقتی خشک شد سیاه می شود.

ü    سنقرئک فلا تنسی:یعنی به زودی بر تو قرائت قرآن را شروع می کنیم پس آن را فراموش نکن. بعضی می گویند: یعنی به زودی جبرئیل قرآن را بر تو به امر ما می خواند پس آن را حفظ نموده و فراموش نکن.

ü    انه یعلم الجهر و ما یخفی:یعنی این که خداوند سبحان می داند آشکارا و نهان را .

§       الجهر : بلند کردن صدا است و ضد آن همس و آهسته گویی است و مقصود اینست که خداوند سبحان حفظ می کند برای تو آن چه آشکارا و با صدای بلند و آن چه اخفاء نمودی و خواستی که آن را حفظ نمایی.

ü    و نیسرک للیسری:یسری ، آن وزن « فعلی» از ماده یسر است و آن آسانی کار خیر است ، و مقصود این است که ما تو را موفق می کنیم به شریعتی سهل و آسان ، و آن شریعت خالص و پاک است و وحی را برتو آسان و سهل می کنیم تا حافظ آن شده و فرموش نکنی آن را و عمل به آن نموده و مخالفت با آن ننمایی.

ü     فذکر:به رسول خدا (ص) دستور می دهد که به مردم تذکر و پند بدهد.

ü    ان نفعت الذکری:تذکر مسلمادر عمل به ایمان و امتناع از معصیت موثر و مفید است ، زیرا که آن شرط حقیقی نیست ( شرط صوری است) می خواهد بفرماید تذکره همیشه نافع است.

ü    سیذکر من یخشی:یعنی به زودی از قرآن پند خواهد گرفت کسی که از خدا ترسیده و از عقاب و مواخذه از بهراسد .

ü     و یتجنبها:دوری می کند از موعظه و تذکره.

ü     الاشقی:یعنی بدبخت ترین گناهکاران ، زیرا برای گنهکاران درجاتی است پس بزرگترین آن ها از جهت درجات آن است که کفر به خدا و یکتایی او ورزیده و غیر او را پرستیده است. ابومسلم گوید : اشقی و بدبختتر از دو طایفه آن که در دل هیچ دلواپسی و خشیتی از عذاب خدا نداشته باشد و آن که از یاد خدا و موعظه دوری می نماید.

ü     الذی یصلی النار الکبری:حسن گوید : آن که ملازم می شود بزرگترین آتش را که آتش دوزخ باشد و آتش کوچک را که آتش دنیا باشد و فراء گوید : آتش بزرگ طبقه زیرین از دوزخ است.

ü    ثم لا یموت فیها و لا یحیی:( نمی میرد ) پس راحت شود ( و لایحیی) ( زنده نمی شود به حیاتی که را سود بخشد بلکه حیات و زندگی او و بال بر او است که آرزو می کند زوال و پایان آن را برای آن چه را که از انواع عذاب ها و که آرزو می کند زوال و پایان آن را

ü    قد افلح من تزکی:عطاء و عکرمه گویند : یعنی رستگار است کسی که پاک کند خود را از شرک و بگوید لا اله الا الله . ابن عباس و حسن قتاده گویند» یعنی مسلماً به منتهی آرزوی خود رسیده کسی که به سبب اعمال صالحه و ورع پاک و منزه شده است . ابن مسعود گوید : تزکی یعنی رستگار است کسی که زکات مالش را داده است ، و می گفت خدا رحمت کند کسی که تصدق داده زکات مال و زکات فطرش را داده ، سپس نماز بخواند و این آیه را قرائت می کرد.

ü    و ذکر اسم ربه فصلی:ابن عبای گوید : یعنی خدا را به یکتایی یاد کن. و بعضی گفته اند : خدا را در موقع نماز در قبلت یاد کن و امید ثواب و خوف عقاب اورا داشته باش..

ü     بل توثرون» « الحیاه الدنیا:سپس خداوند سبحان خطاب به کفار کرده و فرمود : ( بل توثرون) یعنی بلکه شما ای کفار اختیار می کنید . ( الحیاه الدنیا) زندگی دنیا را بر آخرت و برای آن کار می کنید و آن را آباد می نمائید ، و درباره آخرت فکر و اندیشه نمی کنید .

ü     ان هذا لفی الصحف الاولی :یعنی البته آن چه را که یاد کرد از قولش ( قد افلح من تزکی ) تا چهار آیه ، هر آِن در کتاب های پیشنیانست که قبل از قرآن نازل شده که رستگاری در نماز خواندن و زکات دادن است و نیز یاد شده برگزیدن مردم دنیا را بر آخرت ، و حال این که آخرت بهتر از دنیا است.

 

v   نکات بیان شده توسط استاد در کلاس (براي مطالعه)

ü    بعضی ها اعتقاد دارند که چینش سوره ها دارای حکمتهایی است و ارتباط معنی داری میان آنها هست و انتهای  یک سوره با آغاز سوره بعدی گاه ارتباط محکمی دارد

ü     برای بررسی این موضوع به کتب علوم القرآن باید مراجعه نمایید، البرهان زرکشی به این موضوع پرداخته است ولی نمی شود همیشه این مطلب را اثبات کرد از طرف دیگر، گاهی ارتباطات خوبی هم دیده می شود

ü    طارق و اعلی از نظر مرحوم شیخ طبرسی ارتباط دارند.

ü    چینش قرآن: چینش قرآن فعلی با چینش مصحف علی تفاوت دارد ولی این بدان معنا نیست که چینش قرآن فعلی غلط باشد. قرآن فعلی از نظر برخی بزرگان قدیم و جدید به دستور پیامبر انجام شده یعنی همان طور که حضرت موقع نزول آیات، دستور صادر می کردند که این ایه را در فلان سوره بگذارید میان آیه ... و آیه....به همان ترتیب دستور می دادند که ین سوره را میان سوره ... و سوره .... بگذارید پس چینش توقیفی است.

البته برخی هم رد کرده اند و گفته اند پس از پیامبر چینش انجام شد به دست امام علی ع یا دیگران...در هر حال طبق برخی دیدگاه ها چینش توقیفی هست  و ظرایفی داریم آخر سوره طارق با تهدید کافران شروع می شود و اول سوره اعلی با بالا ذکر کردن نام و یاد خدا

ü    سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى سبح فعل امره بنابراین روایت شده که هر گاه این آیه رو خوندید بعدش بگید سبحان ربی الاعلی حتی اگر در نماز باشه حتی اگر در ذهن و قلبتان بگویید.

ü    سنقرئک فلا تنسی یعنی برای تو می خوانیم و تو فراموش نمی کنی یک نکته آنکه قرائت این آیه برای جلوگیری از فراموشی خوب است.

ü    شان نزول این آیه آنست که پیامبر ص می ترسید فراموش کندوخداوند می فرماید ما آیات قرآن را بر تو می خوانیم تا فراموش نکنی قبل از اتمام وحی و قرائت جبرئیل، پیامبر از اول دوباره می خواند پس از نزول این آیه دیگر حضرت نخواند و فهمید که فراموش نخواهد کرد و گاه آیاتی طولانی نازل می شد و با یک بار خواندن جبرائیل پیامبر آن را حفظ می شدند.

ü    إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى مگر آنکه خداوند بخواهد که او....

ü    سوال آیا میشود خدا آیه ای نازل نماید و به پیامبر بگوید تو فراموش نخواهی کرد مگر خدا بخواهد یعنی میشود خدا بخواهد؟ واتفاق افتاده است ؟

ü     سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى (6) إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى (7) یعنی پیامبر آیات نسخ شده را فراموش می کردند؟

ü    چند قول را مرحوم طبرسی نقل کردند

1-   امکان دارد آیاتی قرار که باشد حکما و تلاوة نسخ بشوند پس خدا آنها را از یاد پیامبر ببرد

2-   - الا ما شاء الله: مگر آنکه خدا بخواهد نازل کردن برخی آیات را به تاخیر بیاندازد پس تو هم آنها را نخوان

3-    بیان قدرت خداست که اگر بخواهد مانعی نخواهد داشت. ولی هیچ گاه نخواسته است و نمی خواهد به نظر میرسد که آخرین نظریه بهترین و مقبولتر باشد گرچه دومی هم بد نیست ولی اولی اشکال دارد که همان عدم وقوع نسخ در تلاوت طبق نظر صحیحه برای سومی مثال قرآنی هم هست خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا يُرِيدُ هود / 107

ü    فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرَى (9) آیه تذکر دادن پیامبر مشروط شده؟ ان نفعت .... آیا ان شرطیه است؟

قطعا شرطیه است آیا تذکر مشروط به فایده داشتن است؟ مثل امر به معروف و نهی از منکر که مشروط به نتیجه داشتن هست؟ «حقیقتا شرطیه نیست.» یعنی تو پند بده قطعا سودمند است

ü    اگر پیامبر پند بدهد چه افرادی  ازایشان قبول خواهند کرد؟ سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى الله (هر که من یخشی باشد سیذکر خواهد شد)

ü    چه کسی قبول نخواهد کرد؟ وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ( الاشقی سیتجنبها خواهد کرد)

ü     شقی ترکیست؟ مطابق نظر کتاب شقی تر کسی است که به گناه کفر گرفتار باشد.

ü    نار صغری چیه؟ کبری چیست ؟ صغری دنیا - کبری جهنم (صغری اول جهنم - کبری ته جهنم)

ü    مصادیق عام آیه (یخشی واشقی ) کیانند؟ بحثی هست در تفسیر قرآن تحت عنوان جری و تطبیق جریان داشتن آیات بر مصادیق و تطبیق آن بر وقایع مختلف مرحوم علامه طباطبائی به آن معتقد است و در تفسیر المیزان بسیار انجام داده است

1       - قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى (14) وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)

2       -  بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (16) وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى (17)

و بعد می فرماید إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى (18) صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى (19) یعنی این دو نکته که شماره گذاری کردم(ایه 14تا17) در کتابهای ابراهیم و موسی آمده بود این همان دو نکته قبلی این سوره مبارکه است که پیامبر وظیفه دارد مردم را موعظه کند 1سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشَى2- وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى

 این موضوع اختیار داشتن مردم و انتخاب راه نهایی توسط خود مکلفان و اینکه پیامبر نمی تواند همه را هدایت قطعی و اجباری کند جان مطلب هست  که در آیات بسیاری آمده است در این سوره هم به دو بیان ذکر شده است

ü    تعداد پیامبران و رسولان  که همه نبی بوده اند برخی که بزرگتر و والاتر بودند، مرسل یا رسول بودند313 نفرهستند به قولی و 5 نفر اولواالعزم؛ که در هر حال پیامبران طبقه بندی دارند تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ (بقره 253)

 

تهيه و تنظيم: ن. حسيني واعظ / نسخه اول

خواندن 4691 دفعه آخرین ویرایش در شنبه، 23 آذر 1392 ساعت 18:41
محتوای بیشتر در این بخش: « تفسير ترتيبي 2 - سوره ليل

Leave your comments

0 Character restriction
Your text should be more than 10 characters

People in this conversation

Comments (1)

  • Guest (همتیان)

    سلام استاد خدا خیرتون بده. از بهترین یاران امام حیّمان باشید ان شا الله.