"
پنجشنبه، 21 آذر 1392 ساعت 15:05

تفسير ترتيبي 2 - سوره ليل

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

 

مركز مديريت حوزه هاي علميه خواهران

آموزش مجازي / رشته تخصصی تفسیر سطح سه

درس تفسیر ترتیبی 2 / استاد محمد علی محسن زاده

 

خلاصه تفسير سوره مبارکه ليل (مجمع البيان)

(براي دانلود نسخه پي دي اف اينجا را كليك كنيد)

(براي دانلود نسخه ورد اينجا را كليك كنيد)

 

v   خلاصه سوره مبارکه  لیل

 

v   این سوره مکی هست وبه اجماع 21 آیه دارد .

 

 

v   فضیلت تلاوت

أبي بن كعب ازرسول خدا  ص نقل نموده که کسی که این سوره را قراءت نماید خداوند به او آنقدر عطا می کند که راضی وخشنود شود واورا از تنگدستی عافیت دهد وتوانگری را برای او آساننن   نماید...

 

ü   ارتباط این سوره با سوره قبلدر آن سوره (فجر) بیان حال مؤمن وکافر مقدم شده ودر این سوره آن را تعقیب فرمود.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏ (1) وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى (2) وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏ (3) إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى (4) فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ (5) وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‏ (7) وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ (8) وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‏ (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏ (10) وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى (11) إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏ (12) وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏ (13) فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى (14)لا يَصْلاها إِلاَّ الْأَشْقَى (15) الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى (16) وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى (17) الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى (18) وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏ (19)إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏ (20) وَ لَسَوْفَ يَرْضى‏ (21)

در قرائت نادر از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و حضرت على بن ابى طالب عليه السلام و ابن مسعود و ابى الدرداء و ابن عبّاس (و النهار اذا تجلّى و خلق الذكر و الانثى، (بدون ما) آمده.

دلیل

ابن جنّى گويد: در اين قرائت شاهدى است براى چيزى كه خبر داد ما را به آن ابو بكر از ابى العبّاس احمد بن يحيى قرائت بعض ايشان را «وَ ما خَلقِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى»‏ بجرّ، و اين مجرور بودن آن براى اينست كه آن بدل از ما است پس قرائت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شاهد صحّت و درستى اين قرائت است.

لغت

شتی:(از ریشه شتت و جمع شتیت است) يعنى پراكندگى و متفرّق بودن بنا بر دورى جدّى بين دو چيز و از آنست.

يسرى: مؤنث أيسر و عسرى مؤنث اعسر از ریشه يسر و عسر -به ترتیب- به معنی آسانى و دشوارى است.

تلظّى:شعله و زبانه آتش است هنگامی که به شدت شعله بگیرد، و از باب تلظّت النار تتلظّى است، پس يكى از دو تاء برای تخفیف حذف شده

تجنب:آن است که چیزی در کنار چیز دیگری قرار گیرد.

 

اعراب

در آیه «وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى»‏ اگر «ما» مصدريّه قرار داده شود پس آن در موضع جر است و تقديرش «خلق الذكر و الانثى» يعنى «و خلقه الذكر و الانثى»

اگر آن را به معناى «من» قرار دهند نیز همين طور است.

حسنى: صفت برای موصوف محذوف است يعنى «و صدق بالخصله الحسنى»

طور يسرى و عسرى صفت برای موصوف محذوفند و تقدير در آن دو: «للطريقة اليسرى للطريقة العسرى‏» است.

يتزكّى در موضع نصب است بنابر حاليّت.

ممكن است در جایگاه نصب یا رفع باشد  بنابر تقدير حذف «أن» يعنى «لان يتزكّى» بوده پس لام حذف شده پس «أن يتزكّى» گرديده، سپس (ان) نيز حذف شده .

در آیه «وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏»، «من نعمه» جار و مجرور در موضع رفع است و من زايده است براى تأكيد نفى و افاده عموم میکند، و جمله «تجزى» در جایگاه جر است براى اينكه آن صفت براى نعمت است و تقديرش «من نعمته مجزيّه» است

نیز میتواند در محل رفع  باشد بنا بر محل قول«من نعمه» و تقديرش  «و ما لا حد عنده نعمة مجزيه» است،

«ابتغاء» منصوب است براى اينكه مفعول له است و عامل اش «يؤتى» است يعنى «ما يؤتى ما له الا ابتغاء وجه ربّه» يعنى براى طلب ثواب پروردگارش كرد نه براى مجازات و پاداش دستى كه بسوى او دراز شده است.

 

معنی

ü   (وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏)خداوند سوگند ياد كرده بشب آنگاه كه تاريكى آن روز را بپوشاند،

بگفته بعضى آن گاه كه بتاريكى خود افق را و تمام آنچه ميان زمين و آسمان است پوشانيد.

ü   (وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى)يعنى روشن و ظاهر شد از ميان تاريكى.

در اين آيه بزرگترين نعمتهابیان شده  زيرا اگر تمام روزگار تاريك و شب باشد هر آينه مخلوق را ممكن نباشد كه اسباب و وسايل زندگى خود را طلب كنند وهمچنین عکس آن را .

ü   (وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى‏)حسن و كلبى گويند: يعنى قسم به آن كسى كه ايجاد كرد و آفريد نر و ماده را، و بنا بر اين ما بمعناى من است .

ü   (إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى)ابن عبّاس گويد: اين جواب قسم است و مقصود اين است كه اعمال شما هر آينه مختلف ميباشد، پس عملى براى بهشت است و عملى براى جهنّم.

بعضى گفته‏اند: كه سعى و كوشش شما هر آينه پراكنده است پس كوشش كننده است در آزادى خودش از آتش و سعى كننده‏اى است در هلاكت خود .

ü   (فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏)ابو الدحداح است، وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ و امّا آنكه بخل ورزيد و بي نيازى طلب كرد او صاحب درخت خرما بود،

نکته

(بنا برروایتي شان نزول ابودحداح است ومرد بخیلی که صاحب درخت خرمای بود واین درخت شاخه هایش در منزل که شاخه ای از آن در خانه مرد فقير عيالمندى بود و مرد ناگاه و سرزده داخل خانه ميشد و از درخت خرما بالا ميرفت كه از آن خرما بچيند، و چه بسا ميشد خرمايى ميافتاد و بچه‏هاى آن مرد فقير بر ميداشتند، آن مرد  خرما را از دست اطفال آن مرد ميگرفت یا  از حلق و گلوى آنها بيرون مى‏آورد.... )

همچنین از ابن زبيراست كه گويد:آيه نازل شد در باره ابى بكر زيرا او خريد برده‏گان و غلامانى كه اسلام آوردند مانند بلال وعامر بن فهيره و غير آنها را و آزاد نمود ايشان را و بهتر اينست كه آيات مذكوره حمل شود بر عموم خودش در هر كسى كه حق خدا را از مالش عطا كند و يا هر كس كه منع ميكند حق خداى سبحان را )

 

قول خدا، لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى او صاحب درخت خرما

وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى او ابو الدحداح است، وَ لَسَوْفَ يَرْضى‏ آن گه كه داخل بهشت شد گويد و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باين خانه مى گذشت در حالى كه خوشه خرما آن رسيده بود، پس ميفرمود عذوق عذوق خرما خرما براى ابى الدحداح است در بهشت‏

ü    (وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏)يعنى به وعده نيكو

ü   (فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‏)يعنى پس بر او آسان كنيم طاعت را پى در پى. (اراده نمى‏كند چيزى از خير را مگر اينكه خداوند براى او آسان فرمايد، و امّا كسى كه بخل كند و امساك نمايد از آنچه را كه خدا باو داده و طلب توانگرى و بينيازى كرده و تكذيب كند)

ü   (وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ)يعنى امساك كند بمالى كه براى او باقى نميماند و بخل بورزد بحق اللَّه در مالش.

ü   (وَ اسْتَغْنى‏)يعنى التماس كند توانگر بتوانگريش اينكه منع كند از نفس خودش .

ü   (وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‏)و تكذيب كند بهشت و ثواب و وعده را.

(فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى‏)آن بنا بر جفت گرفتن كلام است، و مقصود به آن تمكين است، يعنى ما خالى و بى مانع ميكنيم بين او و بين اعمالى كه موجب عذاب و عقوبت ميشود. ( چيزى را اراده نميكند از شرّ مگر خدا براى او آسان كند )

 

ü   (وَ ما يُغْنِي عَنْهُ مالُهُ إِذا تَرَدَّى)قتاده و ابى صالح گويند، باز نميدارد او را مال او از اينكه سقوط در آتش كند.

ü   (إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏)يعنى براى ما بيان هدايت و رهنمايى بر آنست و امّا راهنما و هدايت يافتن پس با شماست.

ü   (وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولى‏)و بدرستى كه بر ماست ملك آخرت و ملك دنيا و زياد نميشود در ملك و سلطنت ما هدايت يافتن كسى كه هدايت يافته و كم نميكند از پادشاهى و ملك ما معصيت و گناه كسى كه عصيان نموده است .

ü   (فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى)يعنى ما ترسانيديم و بيم داديم شما را از آتشى كه شعله و زبانه دارد.

ü   (لا يَصْلاها)يعنى داخل اين آتش نميشود و مقيم در آن نميگردد.

ü   (إِلَّا الْأَشْقَى)مگر بدبخت‏تر و آن كافر بخداست.

ü   (الَّذِي كَذَّبَ)آنكه تكذيب كرد آيات خدا و رسولان او را.(وَ تَوَلَّى) يعنى: اعراض از ايمان نمود.

ü   (وَ سَيُجَنَّبُهَا) يعنى: بزودى دورى ميكند آتش را و از آن به كنارى قرار ميگيرد.

ü   (الْأَتْقَى)پرهيزگارتر.

ü   (الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ)آنكه مالش را در راه خدا انفاق ميكند.

ü   (يَتَزَكَّى) ميكوشد كه در نزد خدا پاك باشد و باين انفاقش رياء و خود نمايى و شهرت را نميخواهد.

نکته 

قاضى گويد: قول خدا، لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى، دلالت ندارد بر اينكه خداى تعالى داخل آتش نميكند مگر كافر را بنا بر آنچه را بعضى از خوارج و مرجئه ميگويند و اين مطلب براى اين است كه خداوند نار و آتش ذكر شده را نكره آورده، و آن را معرّفى نكرده پس مقصود باين است كه (نارا) از جمله آتشهاست كه نمى‏رسد بآن و يا نمى‏افتد در آن مگر كسى كه حال او چنين باشد.

ü   (وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى‏)يعنى اتقى مالش را در راه خدا انفاق و صرف نكرده براى دستى كه سودى باو رسانيده كه تلافى كند بر آن و نه براى دستى كه بگيرد آن را در پيش يكى از مردم.

ü   (إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏)مگر براى طلب كردن و خواستن رضاى خدا يعنى و ليكن اتقى و پرهيزكار آنچه كرده طلب ميكند رضايت و خشنودى و ثواب خدا را

 ذكر وجه نموده براى شرافت آن و مقصود نمى خواهد مگر براى خدا و خواستن ثواب خدا.

ü   (وَ لَسَوْفَ يَرْضى‏)يعنى و هر آينه بزودى خدا باو عطا فرمايد از جزاء و پاداش آن قدرى كه بآن خوشنود شود.

 

نکات مطرح شده توسط استاد در مورد سوره لیل (برای مطالعه)

این آیات در شان علی ع نازل شده که آن حضرت  درخت خرما را با یک نخلستان خرما خرید البته در مجمع البیان به نام ابودحداح آمده: و این هم مشهور استبلکه در کتب زیادی ابودحداح گفته شده است؛ اما در تفسیر فرات کوفی به نام علی ع ثبت شده است

 

ü   فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى ، لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ،الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى

مرجئه و خوارج چه اعتقادی دارند و مرحوم طبرسی در تفسیر این سوره چرا به آنها اشاره می کند؟

در پاورقی در تعریف خوارج به خروج آنان بر امام علی ع اشاره شده است، خروج بر امام علی ع درست است، ولی ربطی به اینجا ندارد، مهمترین اعتقاد کلامی خوارج، کافر بودن مرتکب کبیره است؛ یعنی اگر قبل از توبه بمیرد، کافر است بنابراین در آتش جهنم مخلد خواهد بود. اختلافات فکری و نظامی آنان با بنی امیه نیز از همین باب بوده است که خلفای بنی امیه مرتکب گناه کبیره بودند و واجب المحاربه؛ بنابراین کسی که گناه کبیره انجام بدهد ایمانش او را از آتش جهنم نجات نمیدهد و جهنمی می شود، در طرف مقابل مرجئه هستند که می گویند گناه کبیره با ایمان داشتن مشکلی ندارد یعنی مرتکب کبیره محکوم به کفر نمی شود چرا که اسلام آورده است و شهادتین گفته است؛ و چنین فردی اگر گناه کند مشمول آیه (وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) می باشد بنابراین بنابراین به کفر او و در نتیجه به خلود او در آتش حکم کرد؛ حتی نمی توان گفت که وارد جهنم میشود!،چون ایمان دارد و مع الایمان لا یضر شیء؛ جمله کلیدی مرجئه آن است که «لا تضر مع الإيمان معصية، كما لا ينفع مع الكفر طاعة». مرحوم طبرسی اینجا به این افراد اشکال می کند زیرا اینجا می گوید وارد آتش جهنم نمی شود مگر کسی که تکذیب کند و ازخدا روی گردان شود خوارج برای اینکه حرف خودشان نقض نشود گفتند که پس مرتکب کبیره معلوم میشود که دین را تکذیب کرده. چون خدا در این جا فرموده هر کس وارد جهنم میشود تکذیب کننده و روی گردان از دین هست  

مرحوم طبرسی می فرماید: که خیر اینجا ناراً آمده که نکره است پس آن جهنم مشهور نیست یعنی خداوند جهنم خاصی دارد که در آن جهنم فقط مکذب و پشت کن به دین وارد می شود.

این خلاصه موضوعی است که مترجم هم توجه به این موضوع نداشته است درپاورقی توضیح داده  ولی اشاره به مساله "ارتکاب کبیره = آتش" و "آتش = کفر" نکرده است.

این پاورقی اصلا متوجه نشده است که منظورمرحوم طبرسی ازآوردن خوارج چیست. البته مرجئه رو اشاره کرده ولی خوارج را نه و محور سخن خوارج هستند. زیرا مرجئه چنین اعتقادی ندارند وآوردن مرجئه توسط مرحوم طبرسی از نظر این جانب مبهم است. شاید ایشان چیزی در نظر داشته از قبیل ذکر نقطه مخالف خوارج؛ وگرنه ذکر مرجئه به این دو آیه نمی خورد و محط کلام خوارج هستند.

ü   وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى ،إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى:

هیچ کس نعمت نزد خدا ندارد مگر آنکه وجه خدای متعال را خواسته باشداین آیات درباره نیت صحبت می کند که عمل بدون نیت اصلا فایده ندارد،بدون نیت عمل صفراست،واین موضوع ،موضوع اثروضعی است،نه یک اثر قراردادییعنی واقعا عمل بالا نمیرود واصلا عمل نیست،پس کار نیکو بدون ایمان فایده ای ندارد زیرا موضوع نیت در شکل دهی به عمل و ارزش یافتن عمل یک اصل پذیرفته شده است. وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (88انعام )در مورد ایمان بدون عمل مشکل خاصی نیست،ولی در مورد عمل بدون ایمان شبهاتی مطرح هست مثل نیکی به همسایگان توسط یک مشرک یا کافردر هند آیا اثر آخرتی دارد؟ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُو لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُون‏ (الأنعام  88) فعلا در این آیه مرحوم طبرسی می فرمایند بدون نیت هیچ پاداشی نخواهد داشت: همین دو آیه هم همین را می فرماید.

تهيه و تنظيم: ن. حسيني واعظ ـ 21/9/1392 شمسي 

خواندن 3686 دفعه آخرین ویرایش در پنجشنبه، 21 آذر 1392 ساعت 15:11

Leave your comments

0 Character restriction
Your text should be more than 10 characters
  • No comments found