"
پنجشنبه، 14 آذر 1392 ساعت 00:55

تفسير موضوعي 5 - درس اول تا دهم

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

تليخص درس تفسير موضوعي قرآن كريم 5

دروس اول تا دهم

استاد محمد علي محسن زاده - تلخيص: ف. اردستاني

براي دانلود فايل پي دي اف اينجا را كليك كنيد

براي دانلود فايل وردي اينجا را كليك كنيد

 

 

اخلاق اجتماعي

 

فصل اول و دوم:

(كليات و ملاك های کلی در اخلاق اجتماعی)

 

تلخیص درس 1

 

v    به طور کلی، مسائل اخلاقي بر سه دسته تقسیم می‌شوند:

دستة اول: مسائلي كه محورشان رابطة انسان با خداست.

دستة دوم: مسائلي كه محورشان رابطة انسان با خويش است.

دستة سوم: مسائلی كه محور آنها روابط اجتماعي انسان با ديگران است و بحث در این گفتار، متمرکز بر این مسائل است.

v    اخلاق و زندگی اجتماعی:

ü     زندگي اجتماعي تا حدودي اختياري انسان است و در همان حد كه اختياري است، اخلاقي نيز هست.

ü     بنابر نظر طرفداران اصالت جامعه، زندگی اجتماعی برای انسان، امری قهری و غیر اختیاری است و فرد در جامعه هیچ اصالت و استقلالی نداشته، بلکه هویت او در ضمن جامعه محقق می‌شود، لذا اجتماعی زیستن در قلمرو اخلاق جایگاهی ندارد.

 

v    ارزش زندگی اجتماعی:

ü     اجتماعي زيستن يا اعتزال و انزوا، هيچ يك ارزش ذاتي ندارند، بلكه ارزش خود را از عوامل ديگري مي‌گيرند.

ü     عوامل گرايش انسان به زندگي اجتماعي به چند دسته تقسيم می‌شوند:

1- عوامل غريزي مانند غريزة جنسي؛ اساس و ریشه زندگی اجتماعی توسط خانواده محقق می‌شود.

2- عوامل عاطفي كه سبب پيوند دادن زندگي يك فرد با افراد ديگر مي‌شوند.

3- عوامل عقلي‌ که از عوامل فوق، جنبه وسیعتری داشته و انسان به حکم عقل درمی یابد که تکامل معنوی و اخلاقی و تأمین نیازهای مادی، وابسته به زندگی اجتماعی است.

ü     نقش اين عوامل در همة افراد يكسان نيست و لذا، ارزيابي اجتماعي زيستن، تابع تأثير عوامل و انگيزه‌هايي است كه انسان را به زندگي اجتماعي يا كناره‌گيري از آن وادار مي‌كند.

ü     در بینش اسلامی، ارزش مطلق برای زندگی اجتماعی یا اعتزال، نمی‌توان ترسیم نمود و ارزش گذاری در این امور، نسبی است.

ü     مهمترین عامل ارزش گذاری در مسائل اخلاقی، نیت و انگیزه انسان است (إنّمَا الأعمَالُ بِالنیاتِ)، اما این عامل، انحصاری نیست.

 

تلخیص درس 2

 

v    قرآن و جامعه گریزی:

ü     زندگی اجتماعی، ارزش مطلق ندارد و گاه هجرت و جامعه گریزی (به طور نسبی نه مطلق)، بهتر از جامعه گرایی است.

ü     کناره گیری اصحاب کهف و حضرت ابراهیم (ع) از جامعه فاسد زمان خود و رهبانیت اصحاب حضرت عیسی (ع)، نمونه هایی از مطلوبیت هجرت بوده و مورد ستایش قرآن قرار گرفته است:

ï     (وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقًا) کهف/16.

ï     (فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّاRوَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ عَلِيًّا). مریم/ 50و 49.

ï     (وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّه) حدید/ 27.

 

v    قرآن و جامعه گرایی:

ü     در مواردی که رضایت خداوند در ارتباط با دیگران و هدایت آنهاست، رهبانیت و اعتزال ارزش ندارد.

ü     اهم کمالات انسانی در اجتماع، محقق می‌شوند، اما ارزش زندگی اجتماعی وابسته به هم زیستی با افراد خاص، داشتن انگیزه های خاص و... است.

ü     در قرآن کریم، در کنار سفارش به همزیستی مسالمت آمیز، به دوری گزیدن از برخی از مردم نیز توجه شده است:

ï     (قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَة وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَه) ممتحنه/4.

ü     زندگي اجتماعي، از نظر اسلام هدف نيست و ارزش مطلق ندارد، بلكه تشكيل جامعه براي اين است كه زمينة رشد معنوي براي هر فرد، بهتر فراهم شود:

ï     (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئا) نور/55.

ü     ارزش جامعه به اندازه‌اي است كه براي رشد و تكامل فرد مؤثر باشد و اگر داراي تأثير منفي باشد، ارزش منفي خواهد داشت.

 

v    جمع بندی:

ü     ارزش زندگی اجتماعی، تابع نیت و سپس شرایطی است که باعث مشارکت در اجتماع می‌شود.

ü     عوامل غریزی، عاطفی و عقلانی، انسان را تشویق به زندگی اجتماعی می‌کنند.

ü     ارزش اخلاقی زیستن در اجتماع، در سایه راهنمایی عقل معین می‌شود.

ü     تعیین ارزش اخلاق مسائل فردی مانند میل جنسی، هم وابسته به حکم عقل (نه انگیزه طبیعی) است و در واقع، امیال طبیعی، ابزار تحقق بخش اهداف عقلانی هستند.

ü     مقدمات دستیابی انسان به کمال نهایی، در جامعه تأمین می‌شود و لذا زندگی اجتماعی، مطلوبیت و ضرورت بالقیاس دارد.

تلخیص درس 3

        تعيين ارزش افعال مربوط به زندگىِ اجتماعى و ارزش ملكات حاصل از آنها، براساس اصولى است که از بينش عقلانى و توجه به واقعيات زندگىِ اجتماعى استنباط می‌شوند. چهار اصل كلى بر این مبنا قابل ارائه است:

·   یکم: اصل عدل

ü     اولین اصلی که در ارزشیابی رفتار اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد، اصل قسط و عدل است، زیرا:

از یک طرف:رفتار اجتماعی افراد در صورتی درست و ارزشمند است که به مصالح کلی جامعه (دستیابی همه افراد به کمال نهایی خود) بیانجامد.

از طرف دیگر:مقتضاى حكم عقل، اين است كه هر فرد به اندازه اى كه در زندگىِ اجتماعى و تحصيل مصالح آن مؤثر است، از نتايج زندگىِ اجتماعى نيز بهره مند شود تا موازنه بین حق و تکلیف به وجود آید و اين همان عدل و قسط در مفهوم اجتماعى و اخلاق اسلامى است.

ü     برای تقویت انگیزه افراد در خدمت به جامعه، دو جنبه قابل لحاظ است:

اولاً:منافعى دریافتی فرد از جامعه، نسبت به كارى كه براى جامعه می‌كند، ارزش بيش‌تري دارد، چون خود او به تنهايى قادر به تأمين آن‌ها نيست.

ثانیاً:نتايجى كه بر كار جمعى مترتب می‌شود، بيش از زحماتى است كه هريك از اعضاى جامعه می‌كشند و بازده تلاش‌هاي اعضاى جامعه، حاصل جمع عددىِ تلاش‌هاي فردى نيست، بلکه منافعی که عاید جامعه می‌شود، چندین برابر آن است.

 

·   دوم: اصل احسان

ü     عدل نمی‌تواند تنها معيار ارزش گذارى در روابط اجتماعى باشد، زیرا افراد با شرایط استثنایی، تنها با کار خود قادر به تأمين نيازهاى زندگى خويش نيستند و اصل احسان براى جبران كمبودها و نيازهاى چنين افرادى است.

ü     نه اصل عدل و نه اصل احسان به تنهایی پاسخگوی نیازهای اجتماعی نیستند.

ü     اگر اساس زندگی اجتماعی، تنها بر اساس احسان باشد، انگیزه فعالیت و مشارکت در زندگی اجتماعی ضعیف می‌شود؛ به همین دلیل قرآن کریم، هر دو اصل عدل و احسان را در کنار هم مطرح می‌کند:

ï     (إِنَّ اْللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ) نحل/90.

 

·   سوم: اصل تقدم مصالح معنوی بر مادی

ü     به جز در موارد نادر که قوام جامعه به رعایت مصالح مادی بستگی دارد، اصل کلی بر آن است که مصالح معنوی بر مصالح مادی مقدم است، زیرا کمال حقیقی انسان در سایه معنویات بدست می‌آید.

ü     زندگی مادی وسیله دستیابی و تأمین معنویات است و اگر هدف، فدای وسیله شود، چنین وسیله ای ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد.

ü     اگر رابطه اقتصادى با جامعه اى، استقلال، عزت و عظمت جامعه مسلمانان را به خطر بيندازد، بايد چنين رابطه اى قطع شود؛ بر اساس آیات:

ï     (وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤمِنِينَ سَبِيلا) نساء/141.

ï     (وَلِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ) منافقون/8.

 

·        چهارم: اصل رعایت اولویت (درجه بندی روابط اجتماعی)

ü     شدت و ضعف روابط افراد در زندگی، زمینه ساز و مقتضی حقوق و تکالیف مختلفی برای آنان است.

ü     هر چه پیوند افراد، نزدکتر و روابط متقابل قویتر باشد، حقوق و تکالیف آنان نسبت به هم بیشتر است و این همان اصل اولویت است؛ برخی آیات، مؤید این اصلند:

ï     (وَأُوْلُوا اْلأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْض فى كِتابِ اللَّهِ) انفال/75.

 

فصل سوم

 

خانواده

 

تلخیص درس 4

v    نیاز انسان به زندگی اجتماعی:

ü     زندگىِ اجتماعى براى آن است كه نيازهاى مادى و معنوى فرد، در جامعه بهتر تأمين می‌شود.

ü     ارزش و مطلوب بودن زندگى اجتماعى، در برآوردن نيازهاى مادى و معنوىِ افراد آن، ريشه دارد.

 

v    گستردگی و تنوع نیازهای انسان:

ü     نياز افراد به يكديگر به دو بخش عمده تقسيم می‌شود:

بخش اول: نياز انسان به ديگران در هستى و پيدايش خويش، مانند نياز فرزند به پدر و مادر.

بخش دوم: نياز انسان به ديگران در دوران زندگىِ خويش (پس از تولد):

الف) نيازهاي فرد، به طور مستقيم و از طریق تماس يك انسان با انسان ديگر، مانند نياز فرزند به مادر برای شیر خوردن و پرستاری.

ب) نيازهاي فرد به مشاركت ديگران و اشياء دیگر:

1- نيازهاى مادى و نيازهاى مختلف انسان‌ها به نعمت‌ها و مواهب طبيعت.

2- نيازهاى معنوى انسان‌ها به علم و كمالات معنوىِ يكديگر.

 

v    بهترین محیط تأمین نیازهای انسان:

ü     اصيل‌ترين نيازها در محيط خانواده تأمين می‌شود، به طوری که فرزند نياز تكوينى و مستقيم خود به پدر و مادر، و زن و شوهر نياز جنسى و عاطفىِ خود را به وسيله يكديگر برطرف می‌كنند.

 

v    رابطه فرزندان با پدر و مادر:

ü     مهم‌ترين رابطه بين دو انسان، رابطه فرزند با پدر و مادر است.

ü     این رابطه بر اساس قاعده عدل و قسط، قابل ارزش يابى نیست، زیرا اساس عدل و قسط بر اين است كه دو نفر يا بيش تر، با هم روابط و حقوق و تكاليف متقابل داشته باشند، اما تأثيرى كه پدر و مادر در به وجود آمدن فرزند خود دارند، به هيچ وجه براى فرزند نسبت به پدر و مادر خويش جبران پذير نيست.

ü     ملاك ارزش، در رابطه فرزند با والدين خود، احسان و نیکی به آناناست و حق پدر و مادر بر فرزند، همانندى در ساير افراد جامعه ندارد.

ü     سيره عمومىِ قرآن نیز بر جریان اصل احسان در حقوق والدين بر فرزندان و وظايف فرزندان نسبت به والدین است:

ï     (وَاعْبُدُوااللّهَ وَلاَتُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً) نساء/ 36.

ï     (قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ اَلاّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً) انعام/ 151.

ï     (وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاّ تَعْبُدُوا إِلاّ اِيّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً) اسراء/ 23.

نکات آیه اخیر:

s        «قضاء» به معناى تكليف حتمىِ منجز و مؤكد است.

s        با همان تعبير كه فرمان به پرستشخدا داده می‌شود، با همان تعبير مؤكد و محكم، احسان به پدر و مادر را فرمان می‌دهد، لذا احسان به والدين، پس از خداپرستى، مورد فرمان مؤكد الهى است.

ü     احسان به پدر و مادر به معنای تسليم شدن فرزند به طور مطلق در برابر پدر و مادر نیست:

ï     (وَ وَصَّيْنا الاِْنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَإِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بى ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما) عنكبوت/ 8.

s         جمله «وَإِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بى» بیانگر آن است که اطاعت مذکور تا وقتی است که والدین، فرزند را به کفر نکشانند.

v    قرآن و اولویت مادر:

ü     در قرآن کریم، نسبت به زحمات جبران ناپذیر مادر، توجه خاصی شده است:

ï     (وَ وَصَّيْنَا الاِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ اُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْن وَ فِصالُهُ فى عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لى وَ لِوالِدَيْكَ إِلىَّ الْمَصِيرُ) لقمان/ 14.

نکات آیه:

s        سفارش انسان در توجه به پدر و مادر

s        يادآورىِ حق مادر و زحمت های او در دوران باردارى، شيردهى و پرورش فرزند

s        در جمله (أَنِ اشْكُرْ لى وَ لِوالِدَيْكَ)، با یک فعل، ابتدا به شکر خداوند و سپس به شکر نسبت به والدین سفارش شده است.

 

v    توصیه های ویژه درباره پدر و مادر:

ü     دسته ای از آيات قرآن، احسان به والدين را به فرد يا گروه خاصى توصيه می‌كنند و يا كسى را براى اين كار می‌ستايند:

ï    مربوط به بنی اسرائیل: (وَ إِذْ اَخَذْنا مِيثاقَ بَنى إِسرائِيلَ لاتَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً) بقره/ 83.

ï    مربوط به یحیی (ع): (... و آتَيْنهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً Rوَ حَناناً مِنْ لَدُنّا وَ زَكوةً وَ كانَ تَقِيّاً Rوَ بَرّاً بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبّارَاً عَصِيّاً Rوَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً) مريم/ 12 ـ 15.

ï    مربوط به عیسی (ع): (... وَ أَوْصانى بِالصَّلوةِ وَالزَّكوةِ مادُمْتُ حَيّاً Rوَ بَرّاً بِوالِدَتى وَ لَمْ يَجْعَلْنى جَبّاراً شَقِيّاً...) مريم/ 31 و 32.

 

v    مصادیقی از احسان به پدر و مادر:

ü     دسته ای دیگر از آيات قرآن،نوع خاصی از احسان را نسبت به والدین توصیه می‌کنند:

ï    احسان مالی: (كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَينِ وَاْلأَقْرَبِينَ بِالْمَعْروُفِ حَقّاً عَلَى اْلمُتَّقِينَ) بقره/ 180.

نکات آیه:

s        اين آيه، پيش از آيه‌هاي ارث نازل شده است.

s        فرزند، هنگام مرگ، با وصيت، بخشى از اموال خود را به پدر و مادر اختصاص دهد.

s        استحباب وصيت براى والدين، حتى پس از نزول آيه‌هاي ارث نيز به قوّت خود باقى است و آيه بالا نسخ نشده، بنابراين، شايسته است كه شخص، از ثلث مال خود نيز چيزى علاوه بر حق الارث، براى والدين قرار دهد.

 

ï    احسان در گفتار و رفتار: (وَ قَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاّ إِيّاهُ وَ بالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ اْلكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلاتَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لاتَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا كَريماًRوَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الْذُّلِّ مِنَ الْرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى صَغِيراً) اسراء/ 23 و 24.

نکات آیه:

s        فرزند اخلاقاً و شرعاً بايد حقوق والدین را به ويژه، در زمان پیری رعايت كند.

s        در این دوران، آنان نيازمند كمك و پرستارىِ فرزندان خويش هستند كه بايد با كمال صبر و حوصله انجام گيرد.

s        فرزند در رفتار با آنان،اوقات تلخى، كم حوصلگى و اظهار خستگى نکند.

s        فرزند، آخ نگويد و پدر و مادر پير او احساس نكنند كه وی از خدمت كردن به آنان خسته شده است.

s        حالت فرزند نسبت به آنان، مانند حالت خضوع پرنده اى باشد که در برابر صاحب خود، بال هايش را روى زمين فرود می‌آورد.

تلخیص درس 5

 

v    روابط همسران با یکدیگر و با فرزندان:

ü     طبيعى‌ترين رابطه انسان، پس از رابطه فرزند با پدر و مادر، رابطه همسران با يكديگر است.

ü     رابطه ميان والدين و فرزندان، تقدم رتبى دارد، اما رابطه همسران نسبت به رابطه با والدين، تقدم زمانى دارد.

 

v    مرز حقوق و اخلاق اسلامى:

ü     مسائل حقوقى در بسيارى موارد، با اخلاق ارتباط پيدا می‌كنند. دايره اخلاق اسلامى، عمده مسائل حقوقى را نيز شامل می‌شود.

 

v    جهات تفاوت احكام اخلاقى و حقوقى:

1- هدف احكام حقوقى، تنظيم روابط اجتماعى انسان در زندگىِ دنيوى است، بر خلاف هدف اخلاق اسلامى که منحصر در اهداف دنيوى نمی‌شود.

2- احكام حقوقى، ضمانت اجراى دولتى دارد. اما احكام اخلاقى، داراى چنين ويژگى و ضمانت اجراى دولتى نيستند.

3- قوام ارزش احكام اخلاقى، به نيت است اما در احكام حقوقى، نيت تأثيرى ندارد.

 

v    آميختگىِ احكام حقوقى و اخلاقى در قرآن:

احكام اخلاقى و حقوقى در قرآن كريم به صورت آميخته بيان شده اند؛ زیرا:

ü     احكام حقوقى نمی‌توانند به تنهايى سعادت انسان را تضمين كنند.

ü     هدف اصلىِ قرآن، دست يابى انسان‌ها به كمالات معنوى و اخلاقى است.

 

آميختگىِ مذکور، تأثيرى عميق در زندگى اجتماعى دارد؛ زیرا:

اولاً: با وجود پايه‌هاي اخلاق در جامعه، انسانها در مسير تعالى و تكامل قرار می‌گيرند.

ثانیاً: جرم و تخلف از قانون، كم‌تر می‌شود.

 

v    حكم ازدواج از بُعد اخلاقى:

ü     ازدواج، با هر انگيزه اى كه انجام شود، داراى يك نوع ارزش اخلاقى است، زيرا فرد با ازدواج حدود الهى را رعايت می‌كند.

ü     ازدواج با انگيزه های بالاتر مانند دورىِ از گناه یا کسب رضای الهی ارزش اخلاقى والاتری خواهد داشت.

 

v    برخی از احكام حقوقى و اخلاقىِ ازدواج در قرآن:

نمونه اول: تعیین مهر

ü     تعيين مهر، از احكام حقوقى ازدواج است.

ü     از نظر اخلاقى، توصيه شده كه در مقدار مهر، سخت گيرى نشود و افراد، با اشخاص فقير هم ازدواج كنند.

نکته:

·        ازدواج در اسلام منحصر در سه روش است:

1- ازدواج دائم؛

2- ازدواج موقت؛ برای تهیدستان و یا کسانی که با توجه به شرایط خاص قادر به ازدواج دائم نيستند؛ بر اساس آیه: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَـأتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً) نساء/ 24

3- ازدواج با «إماء» (كنيزان) ؛ بر اساس آیه: (وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ) نساء/ 25

اما كسانى توان انجام هيچ يك از سه نوع ازدواج را ندارند، بايد عفت و پاكدامنى را پيشه خود سازند؛ بر اساس آیه: (وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لايَجِدُونَ نِكاحاً حَتّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) نور/ 33

 

نمونه دوم: تعدد زوجات

ü     تعدد زوجات در اسلام مشروع است؛ بر اساس آیه: (وَاِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فى الْيَتامى فَانْكِحُواْ ما طابَ لَكُمْ مِنَ اْلنِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَرُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّتَعْدِلُوا فَواحِدَةً) نساء/ 3

ü     از نظر اخلاقی لازم است كه ميان همسران به عدالت رفتار شود؛ بر اساس فراز آخر آیه فوق: (فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَواحِدَةً)

 

نکات:

·        نکته اول: ارتباط میان جمله شرط (وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فى الْيَتامى) و جمله جزا (فَانْكِحُواْ ما طابَ لَكُمْ مِنَ اْلنِّساءِ) حداقل دو وجه دارد:

1- در ميان اعراب، در اثر جنگ‌هاي بسيار، كودكان يتيم فراوان بودند/ قرآن كريم سفارش كرده كه در اموال يتيمان تصرف نشود و اموال آنان را با اموال دیگران، مخلوط نگردد/ بعضى از مسلمانان، كه سرپرستى يتيمانى را بر عهده داشتند، نگران شدند/ آياتى نازل شد و خداوند در آن‌ها فرمود كه تصرف شما بايد بر اساس مصلحت يتيم باشد/ بعضى از مفسران بر اين باورند كه آيه كريمه، فرمان به ازدواج با دختران يتيمى می‌دهد كه در خانواده هايشان هستند و داشتن همسر، مانع اين كار نمی‌شود.

2- در صورت ترس از تصرف بى جا در اموال دختران یتیم، در صورت ازدواج با آنان، با زنان ديگرى غير از دختران يتيم ازدواج صورت گیرد. (نظر علامه طباطبایی)

 

·        نکته دوم: دفع تعارض ظاهری آیه مذکور با آیه (وَلَنْ تَسْتَطِيعُواْ أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْحَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ) نساء/ 129؛ دو نظر برای جمع بین این آیه و آیه قبل:

 

1- آيه نخست، جواز تعدد همسران را متوقف بر رعايت عدالت در ميان آنان دانسته است / آيه دوم، دلالت دارد بر اين كه رعايت عدالت در ميان همسران امكان ندارد؛ بنابراین: مجموع دو آيه، دلالت دارند بر اين كه ازدواج با بيش از يك همسر، جايز نيست. (نظر مرجوح و نادرست)

2- عدالتى كه انسان توان رعايت آن را ندارد، عدالت در رعايت حقوق قانونىِ همسران نيست/ بلكه رعايت مساوات مطلق ميان همسران است كه ناممكن است/ همين عدالت است كه در جمله (وَلَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّساءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ) غير ممكن شمرده شده است. (نظر راجح و صحیح)

 

تلخیص درس 6

 

v    اهداف تشکیل خانواده:

ü     بقاى نسل، تشكيل جامعه سالم و تأمين سلامت روانىِ افراد و تأمين نيازهاى افراد خانواده در سايه زندگىِ مشترك، مهمترین اهداف تشکیل خانواده می‌باشند.

ü     هر كارى در رسیدن به این هدف، ارزشمند است.

ü     کارهای اصلی در رسیدن به این هدف بر دو نوع است:

 الف) کارهای مشترک؛

 ب) كارهاي اختصاصی (به تناسب ويژگى‌ها و خصوصيات جسمى و روانىِ اعضا) ؛

ï    بنابراین: تفاوت ارزش مرد و زن، در تأمين اهداف خانواده، بر اساس ويژگى‌هاي روحى و جسمى آنان است و معمولا زنان از نظر احساسات و عواطف، و مردان از نظر تدبير و تعقل، قوی‌تر می‌باشند.

v    اصول و مبانی حقوقی و اخلاقی حاکم بر خانواده در قرآن:

·        اصل تأمین نیازهای جنسی

ü     بر اساس این اصل، طرفین نیاز یکدیگر را بر طرف می‌کنند.

ü     تأمين اين نياز متقابل، مبنا و اساس بسيارى از احكام خانواده است.

 

·        اصل تأمین نیازهای عاطفی

ü     پس از ازدواج، عاطفه به شكلى نيرومند و به طور طبيعى، بين دو همسر به وجود می‌آيد و نقش مهمى در تأمين مصلحت كل خانواده ايفا میكند:(وَ مِنْ اياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَيْها وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً) روم/21.

ü     نيرومندترين عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت اعضاى خانواده به يكديگر است که تقابل با خودمحورى و خودخواهى دارد.

ü     بهترين عامل براى استحكام و بقاى آن، برانگيختن عواطف متقابل افراد خانواده، نسبت به يكديگر است.

ü     عواطف ارزش مطلق ندارند بلکه ارزش آنها از مصلحت كلى خانواده برمى خيزد و ارزش خانواده نيز تابع ارزش‌ها و مصالح كلىِ جامعه است.

ü     ارزش فعاليت‌هاي عاطفى تا جايى است كه عقل، آن را امضا كند.

ü     در زمينه عواطف خانوادگى، رعايت حد اعتدال و پرهيز از افراط ضرورت دارد؛ بدان معنا که ضمن تقويت روابط خانوادگى و تحكيم بنياد خانواده، هيچ گونه سهل انگارى را در انجام وظايف اجتماعىِ خانواده، به دنبال نداشته باشد.

ü     تفريط در عواطف خانوادگى، همان بى توجهى، عدم احساس مسئوليت و كمبود محبت اعضاى خانواده به يكديگر است.

ü     افراط در عواطف خانوادگی، به معنای اصالت دادن به آن و سرایت آن به روابط اجتماعى و بازداشتن اعضا از انجام وظايف خود در اجتماع، است. (مثلا دلبستگىِ دو همسر، مرد را از رفتن به جهاد يا مسافرت‌هاي ضرورى مانند حج و...، باز دارد).

ü     در قرآن، کسانی که در عواطف خانوادگى، افراط می‌کنند، مورد تهدید قرار گرفته اند:(قُلْ إِنْ كانَ ابائُكُمْ وَ أَبْنائُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَأَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُم.... أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهاد فى سَبِيلِهِ فَتَربَّصُوا حَتّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِأَمْرِه) توبه /23.

ü     در فلسفه اخلاق اسلامى، عاطفه به طور مطلق، محور ارزش‌هاي اخلاقى نيست، بلكه تنها يكى از انگيزه‌هاي كار اختيارى است كه ارزش آن به وسيله عقل تعيين می‌شود.

ü     با وجود اصل همدلى و محبت، گاه در خانواده اختلاف رخ می‌دهد که منشأ آن، دو امر است:

الف) اختلاف به دلیل دنبال کردن دو راه مختلف برای تأمین مصالح خانواده.

ب) اختلاف به دلیل ترجیح منافع شخصى و خودخواهى‌هاي زوجين يا يكى از آن دو.

نکته آخر: دو اصل مذکور، در واقع عوامل اساسی تشکیل خانواده می‌باشند.

 

تلخیص درس 7

 

پس از دو اصل پیشین، در مواردى كه زوجين در تشخيص مصلحت خانواده اختلاف پيدا می‌كنند و يا خواسته‌ها و منافع شخصىِ آن دو با هم تزاحم پيدا می‌كند، اصول ذیل بر اساس تقدم رتبی و زمانی (تدریج در تحکیم خانواده) به کار گرفته می‌شوند:

 

·        اصل مشاوره:

ü     بهترين راه حل اختلاف‌هاي خانوادگى، اين است كه زن و شوهر همفكرىِ صميمانه و همدلى داشته و هر دو به حكم عقل گردن نهند.

ü     لزوم مشورت، يك حكم اخلاقى است و پاداش و كيفر حقوقى ندارد.

ü     در قرآن نمونه های متعددی در این باره وجود دارد که مسأله تعیین نحوه تغذیه طفل شیرخوار از این نمونه هاست:(فَاِنْ اَرادا فِصالا عَنْ تَراض مِنْهُما وَ تَشاوُر فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُّمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا اَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما اتَيْتُمْ باِلْمَعْروُفِ) بقره/233.

ü     مشورت بدان معنا نیست که همسران می‌توانند در همه شؤون يكديگر دخالت بى جا كنند،بلکه این کار در دایره ی امور مربوط به محیط خانواده، جاری است.

ü     يكى از فوايد مشاوره و همفكرى، اين است كه طرف‌هاي مشورت، خود را در آن فكر و تصميمى كه گرفته شده، شريك می‌دانند و احساس نمی‌كنند كه چيزى بر آن‌ها تحميل شده است.

ü     مشورت با زن بايد در مسائل مربوط به فرزند و خانواده و... كه با احساسات و عواطف او متناسب است، باشد.

ü     عبارت «شاوِرُوهُنَّ وَ خالِفُوهُنَّ» در برخی از روایات، ناظر به مشورت با زن در مواردیمانند تصميم گيرى در مورد جنگ و صلح و دفاع و... است که وی به دلیل احساسات و لطافت روحى نمی‌تواند بر اساس مصالح كلىِ جامعه، نظر دهد.

 

·        اصل سرپرستی مرد در خانواده

ü     هر اجتماعی نياز به يك سرپرست دارد و در اسلام وظيفه سرپرستىِ خانواده، به مرد داده شده است:(الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ) نساء/34.

ü     قیمومیت مرد و حق او در سرپرستی خانواده، مسئولیت بیشتری برای او به همراه دارد.

ü     اصل سرپرستىِ خانواده در مواردی است که مشكلات خانوادگى، از طريق برخوردهاى عاطفى برطرف نمی‌شود.

ü     اصل مذکور، به معناى مطلق بودن فرمانروايىِ مرد و خودكامگى او در محيط خانواده و برده بودن و اطاعت مطلق زن نیست.

 

·        اصل صلح و سازش

ü     اصل فوق، یکی از اصول بسیار مترقی دین اسلام است.

ü     در مواردی که یكى از همسران، رفتارى خارج از منطق عقل را در پيش می‌گيردو یا به گمان همسرش به حكم عقل تن در نمی‌هد، اسلام توصیه به انعطاف و گذشت می‌نماید: (وَإِنْ إِمْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ اِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَالْصُلْحُ خَيْرٌ) نساء/ 128.

 

·        اصل حکمیت

ü     در صورت عدم مصالحه و سازش، اسلام دستور به رفع اختلاف از طریق افراد با تجربه، به عنوان حَکَم، می‌دهد: (فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها) نساء/ 35.

ü     زوجين لازم است كه به قضاوت حکمین، تن دهند تا كانون خانواده برقرار و پايدار بماند.

 

تلخیص درس 8

 

v    طلاق (گسستن خانواده)

ü     پس از اجرای اصول شش گانه پیشین، در صورت عدم توافق، خداوند راه طلاق، يعنى جدا شدن زوجين را به عنوان آخرين راه حل باز گذارده است.

ü     این راه، تنها در صورتى كه کانون خانواده، وضعيت طبيعى و عادى خود را از دست دهد و به كانون فسادى تبديل شد كه روح و روان زن و شوهر و فرزندان را دچار آزار و شكنجه ساخت، اجرا می‌شود.

ü     در قرآن کریم، احكام حقوقى و احكام اخلاقىِ طلاق، در حد بسیار بالایی درهم آميخته شدهاست.

 

چند نکته برای مطالعه بیشتر:

s        به دلیل آسیب پذیر‌تر بودن زن در صورت طلاق، آیات مربوط به این بحث، بیشتر بر حقوق زنان تأکید نموده اند.

s        پس از طلاق، مرد یا باید زن را به شایستگی نگه دارد (قبل از پایان یافتن عده) یا او را به نیکی رها سازد: (فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ) بقره/229.

·        برخی از آیات طلاق و نکته های آنها:

 

ï     (يا أَيُّها الْنَّبِىُّ اِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللّهَ رَبَّكُمْ لاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلايَخْرُجْنَ اِلاّ أَنْ يأتِينَ بِفاحِشَة مُبَيِّنَة وَ تِلْكَ حُدُودُاللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لاتَدْرى لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً) طلاق/ 1.

نکات آیه:

s        نگاه داشتن زمان عده طلاق

s        نگهداری مرد از زن در زمان عده در خانه خود

s        عدم تجاوز از مرزها و حدود الهی.

 

ï     (فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوْهُنَّ بِمَعْرُوف أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوف وَاَشْهِدُواْ ذَوَىْ عَدْل مِنْكُمْ وَاَقِيمُوا الْشَهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ اْلاخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً) طلاق/ 2.

نکات آیه:

s        دستور به نگاه داشتن یا جدا شدن از زن به شایستگی، پس از سررسید زمان عده

s        لزوم شاهد گرفتن دو مرد عادل در هنگام جاری نمودن صیغه طلاق

s        موعظه نمودن خداوند، افراد با ایمان را از این طریق

s         تقوا زمینه ساز راه نجات

 

ï     (أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلاتُضارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَ اِنْ كُنَّ أُوْلاتِ حَمْل فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَأتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوف وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرضِعُ لَهُ أُخْرَى) طلاق/ 6.

نکات آیه:

s        سکنی دادن به زن در جایی که مرد برای خود انتخاب نموده

s        عدم آزار رسانی و اضرار به زن و تنگ نمودن عرصه بر او

s         پرداختن هزینه زندگی زن در صورت باردار بودن، تا زمان وضع حمل

s         پرداخت اجرت به زن برای شیر دادن به فرزند

s         مشورت با یکدیگر درباره نحوه تغذیه فرزند و در صورت عدم توافق، دایه گرفتن برای او.

 

ï     (لِيُنْفِقْ ذُوْسَعَة مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمّا اتاهُ اللَّهُ لايُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما اتاها سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْر يُسْراً) طلاق/ 7.

نکات آیه:

s        توسعه مرد توانگر در انفاق به همسر و انفاق مرد فقیر در حد خودش، از نعمت الهی

s        عدم مکلف بودن انسان به بیش از حد توانش

s        وعده الهی نسبت به آمدن آسانی پس از سختی.

 

ï     (يا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيهِنَّ مِنْ عِدَّة تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُو هُنَّ سَراحاً جَمِيلا) احزاب/ 49.

نکات آیه:

s        عدم لزوم نگه داشتن عده در صورت عدم ارتباط زناشویی

s        بهره مند ساختن زن و رها ساختن او به نحو شایسته

 

ï     (وَ إذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوف أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعرُوف وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاتَتَّخِذوُا اياتِ اللَّهِ هُزُواً وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما اَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوااللَّهَ وَاعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيم) بقره/ 231.

نکات آیه:

s        نگه داشتن یا رها ساختن زن، پس از تمام شدن زمان عده

s        عدم نگه داشتن زن به منظور اذیت و آزار او و ظلم بودن این کار

s         عدم سخریه گرفتن احکام و آیات الهی

s         در نظر داشتن نعمات الهی و فرستاده شدن قرآن وحکمت برای موعظه

s         لزوم تقوای الهی و آگاه بودن خداوند از همه چیز.

 

ï     (وَاِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوُفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ اْلاخِرِ ذلِكُمْ اَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ) بقره/ 232.

نکات آیه:

s        عدم منع ازدواج زن با همسر سابق خود پس از طلاق و سپری شدن زمان عده

s        پند و موعظه الهی از این طریق به مومنان و خیر بودن این امر

s         تاکید بر آگاهی خداوند نسبت به هر چیز.

 

ï     (لاجُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ مالَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى المُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمحْسِنينَ * وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ إِلاّ أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوا الَّذِى بِيَدِهِ عُقْدَةُ الْنِّكاحِ وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَلاتَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) بقره/ 236 و 237.

نکات آیات:

s        عدم منع طلاق دادن زن قبل از زناشویی و تعیین مهر

s         بهره مند ساختن زن به نحو نیکو پس از طلاق، با توجه به توانایی و وسعت مالی

s        تعلق نصف مهر المسمی به زن، در صورت طلاق قبل از زناشویی مگر در صورت بخشش زن یا کسی که عقد نکاح در دست اوست

s         نیکو بودن بخشش مرد در صورت دادن تمام مهر به زن و نزدیک بودن به تقوی

s         عدم فراموشی بخشش در بین خود و عالم بودن خداوند به عمل بندگان.

                     

ü     تمام آیات مذكور، در كنار بيان احكام طلاق، همواره بر رعايت حدود اخلاقى تكيه می‌كنند و مسلمانان را برحذر می‌دارند که برخلاف احكام الهى، رفتار نکرده و با سوءاستفاده از حدود الهى، در فكر آزار و يا اضرار به همسران خود نباشند.

ü     اگر كسى پاى بند به ارزش‌ها و اصول اخلاقى نباشد، حتی قانون، قادر نيست جلوى حق كشى و تجاوز او را بگيرد، لذا قرآن کریم، به مسائل اخلاقى و رعايت اصول انسانى با روش های موعظه و تهديد و...، تأكيد فراوان دارد.

 

تلخیص درس 9

v    شاخص ترین توصیه های قرآن به زنان:

خواندن 3535 دفعه آخرین ویرایش در جمعه، 15 آذر 1392 ساعت 15:26

Leave your comments

0 Character restriction
Your text should be more than 10 characters
  • No comments found